محمد أبو زهرة ( مترجم : حسين صابرى )

33

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى )

محمّد ( ص ) بر حق است و قرآن كريم كتابى است غيرقابل تقليد ، امّا با اين همه پس از آشكار شدن حقيقت به ستيز با آن و لجاجت در مقابل آن مىپرداختند و به همين سبب نيز هنگامى كه همه يا برخى در بحث شكست مىخوردند ، خاموش نمىشدند ، بلكه به جستجوى بهانه‌هايى لجوجانه‌تر و ، در پندار خود ، دلايلى ظاهرا قويتر و استوارتر مىپرداختند . درست به همين دليل ، هنگامى كه پيش روى مشركان نصر بن حارث شكست خورد و آيات و براهين حق آشكار گشت ، تسليم آن نشدند و بلكه در دشمنى با حقيقت گفتند : « نصر بن حارث هيچ كارى از پيش نبرد » . تا آن هنگام كه ابن زبعرى آمد و سخنى آورد كه به گمان وى مىتوانست محمّد ( ص ) را در بحث به شكست وادارد ، هر چند اگر آن مردم طالب حق مىبودند كه نبودند - همين سخن مىتوانست راهى به سوى شناخت حق قرار گيرد . ج : در طول سالهاى محاصره ، محمّد ( ص ) در دعوت خويش سست نشد تا آنجا كه مشركان مأيوس شدند ، امّا او و مؤمنان همچنان مطمئن و اميدوار ، قوى و استوار ماندند ، هر چند در زير شكنجه و ستم قرار داشتند . اما به هر حال رسول خدا ( ص ) نه سستى به خود راه داد ، نه ضعف را پذيرفت ، نه در مقابل مشركان نرمش نشان داد و نه اراده‌اش خلل برداشت . ابن اسحاق دربارهء همين دوران محاصره ماجراهايى فراوان را مطرح كرده كه بين پيامبر ( ص ) و قومش رخ داد و آنان در طىّ اين ماجراها هر تير زهرآگينى از آزار و حيله كه داشته‌اند رها كرده‌اند ابن كثير در البداية و النهاية پس از ذكر اين ماجراها مىگويد : « ابن اسحاق همهء اين ماجراها را يادآور شده و در رديف رخدادهاى ميان همپيمانى قريش عليه بنى هاشم و بنى مطلب و نوشتن آن عهدنامهء ستمبار از سوى آنان و نيز محاصرهء بنى هاشم و بنى مطلّب در شعب ابو طالب تا زمان نقص اين پيمان و ماجراهاى پيرامون آن بدان پرداخته و اين ماجراها رخدادهايى مناسب با همان زمان است [ كه وى آنها را در جاى خود قرار داده است ] . به سبب همين